قبل ازهر چيز برايت آرزو مي کنم که عاشق شوي.
واگر هستي کسي هم به تو عشق بورزد...
واگر اين گونه نيست تنهاييت کوتاه باشد...
وپس از تنهاييت نفرت از کسي نيابي...
اما اگر پيش آمد بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي کني...
برايت هم چنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي...
از جمله دوستان بد وناسازگار...
برخي نادوست و برخي دوستدار...
که دست کم يکي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد...
وچون زندگي بدين گونه است...
برايت آرزومندم که دشمن نيز داشته باشي...
نه کم و نه زياد درست به اندازه...
تا گاهي باورهايت راموردپرسش قرار دهند...
که دست کم يکي از آنها اعتراضش به حق باشد...
تا که زياد به خود غره نشوي...
واميدوارم اگر جوان هستي...
خيلي به تعجيل رسيده نشوي...
واگر رسيده اي به جوان نمايي اصرار نورزي...
ودر پايان اگر مرد باشي آرزومندم زن خوبي داشته باشي...
واگر زني شوهر خوبي داشته باشي...
که اگر فردا خسته باشيد يا پس فردا شادمان...
باز هم از عشق حرف براني تا از نو بياغازيد...
اگر همه اينها که گفتم برايت فراهم شد...
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو کنم...
&p_id=1717" target="_blank">





نظرات شما عزیزان: